الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
48
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
متوسّل مىگردند . ( 1 ) در چنين شرايطى ، براى امير المؤمنين چگونه امكان دارد كه با اين قوم برخورد كند ، اگر چه از همهء آنان از لحاظ حسب و نسب و قبيله برتر باشد و از نظر دينى استوارتر باشد ؟ زيرا او كه از رسول اكرم بالاتر نبود . رسول خدا ( ص ) در اوايل هجرت ، جنگ با مكه را رها نمود و صلح حديبيه را پذيرفت ، با آنكه پيامبر اكرم ( ص ) در آن هنگام از امير المؤمنين ، بيشتر ياور داشت . بعلاوه امير المؤمنين ( ع ) با آنان برخورد نمود اما نه از طريق جنگ بلكه به اين شكل كه مدّتى از بيعت ، خوددارى كرد تا آنكه او را وادار كردند و خواستند خانه اش را به آتش بكشند . تعدادى از ياوران خويش را در خانه اش گرد آورد امّا عمر آنان را تهديد كرد . حتى حضرت زهرا و حسنين ( ع ) را شبانه نزد بزرگان مسلمين مىبرد و از آنان يارى مىخواست ولى او را يارى نمىكردند . اين نكته اى است كه ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسه ( 2 ) و ابن ابى الحديد ( 3 ) به نقل از جوهرى نقل كردهاند . معاويه نيز در نامهء مشهور خود به امير المؤمنين به اين مسئله اشاره كرده و مىگويد : هنوز به ياد دارم كه چون با ابو بكر بيعت شد ، همسرت را شبانه بر مركبى سوار مىكردى و دست در دست فرزندانت ، حسن و حسين به سراغ اهل بدر و مسلمانان پر سابقه مىرفتى و به اين صورت ، ايشان را به يارى خود مىخواندى اما جز چهار يا پنج نفر ، كسى دعوت تو را نپذيرفت . امير المؤمنين همواره مىفرمود : « اگر چهل مرد مصمم با من همراه بودند حتما با اين قوم ، در مىافتادم . » همين جمله را نيز معاويه در نامهء مذكور نقل مىكند و مىگويد : اگر تو فراموش كرده اى من هرگز فراموش نخواهم كرد كه به ابو سفيان كه تو را به قيام ، تحريك و تهييج كرد گفتى : اگر چهل مرد مصمم با من همراه بودند حتما با اين قوم درمىافتادم .
--> ( 1 ) . مستدرك ، ج 3 ، ص 140 . ( 2 ) . ص 13 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 5 .